فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

108

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

دل پوپولو « 87 » و برادر لوى دو ريوير « 88 » ، كشيشان اگوستنى كه سفير از هرمز همراه آورده بود همچنين وينسنت سورنتينو « 89 » ، مشاور دينى وى نيز همراه اين گروه حركت كرده بودند . سفير هنگام حركت اين گروه ، بخصوص به برادران دينى سفارش كرد كه پس از خروج از شهر از كاروان دور نشوند و به تصور آنكه اينان نخستين كسانى خواهند بود كه به اطراقگاه مقرر خواهند رسيد بدانها گفته بود كه شب را در فضاى كوير ، همانجا كه خدمه منزل خواهند كرد بيتوته كنند . سفير به خدمه دستور داده بود كه جز دو چادر كوچك ، يكى براى شخص خودش و يكى براى بيماران ، برپا نكنند و چون مىخواست خود بعد از همگان حركت كند تا از بىنظميهائى كه معمولا در اين سفرهاى شبانه - بخصوص براى كسانىكه بدان عادت ندارند - پيش مىآيد جلوگيرى كرده باشد ، متحمل رنج بسيار شد . سرانجام همگان را به راه انداخت و پيش از آنكه به سربالائى تپه برسيم ، بار ديگر پيغام داد كه لازم است همگان همپاى كاروان حركت كنند و يا لااقل آن را از چشم دور ندارند . پس ازآنكه تا غروب آفتاب راه پيموديم به دشتى رسيديم كه بين چند كوه سر بفلك كشيده است . سپس با گذشتن از راهى بسيار تنگ و پررفت‌وآمد راهنمايانى كه در جلو حركت مىكردند به دست چپ و مكانى كه شب بايد بيتوته كنيم متمايل شدند و تا ساعت ده شب ، در همان جهت ، در راهى صاف اما پرسنگ و كلوخ در شعاع مهتاب پيش رفتيم تا از دور نور آتش را مشاهده كرديم و دريافتيم كه به اقامتگاه موعود رسيده‌ايم . در اين مكان خدمهء سفير بين سنگها و خارها دو چادر افراشته بودند و تمامى بار و بنهء كاروان بر زمين نهاده شده بود . در اين ناحيه جز خاربنان و درختان كوچك تيغ‌دار وجود نداشت . بموجب فرمان سفير پيشقراولان اردو مقدار قابل ملاحظه‌اى از درختچه‌ها و خارها را

--> ( 87 ) frere Emanuel del Populo ( 88 ) Frere Louis de Riviere ( 89 ) Vincent Sorrentino